زمان و وفای به عهد
گفت:نقاشی؟ گفتم آری. گفت: پس نقشی از من به رسم یادگار ترسیم کن. روزها٬ماهها٬و سالها گذشت و آنچه من به او دادم چیزی نبود جز هزاران قلب سنگی. بعد این همه سال پی بردم که من نقاش نیستم٬بلکه مجسمه سازی هستم که یا دل میشکند یا قلب خسته و شکسته مردمان را به رسم انتقام بر روی سنگ ها هک میکند. از خودم: الهام
نوشته شده در پنجشنبه سوم آذر 1384ساعت
10:50 توسط الهام| |
| قالب وبلاگ : قالب وبلاگ |








